
وقتی محیط کار، دانشگاه و هر نوع محیط اجتماعی که افراد مختلف، با عقاید و فرهنگهای مختلف در آن جمع هستند و فعالیت میکنند بهخوبی مدیریت شود؛ به احتمال قوی محیط مثبتی خواهد بود و توسعه کسب وکار سهلتر خواهد بود؛ در غیر این صورت در این محیطها با رفتارها و برخوردهایی روبرو خواهید شد که فکرتان را به خود مشغول کرده و اعصابتان را به هم میریزد.
بهعنوانمثال در زمان روبرو شدن با یک همکار بیلیاقت، رئیس فراموشکار، یا توقعات ناواضح و ناگهانی مشتریان ممکن است فکر کنید که اگر میتوانستید از شر این افراد خلاص شوید محیط کاری برایتان راحتتر میشد.
به ذاته محیط کار محیطی بیثبات و شامل موجوداتی احساساتی است که همیشه با هم برخورد درستی ندارند. هدف مدیریت محیط کار این است که با هم یاد بگیریم چگونه خودمان را در مواجهه با دامهای عاطفی که بر سر راهمان قرار میگیرند مدیریت کنیم.









