اهمیت هدف سازمانی
موفقیت سازمانها متأثر از عوامل مختلفی است اما میتوان گفت تنها در صورت داشتن هدف است که میتوان موفقیت واقعی را بر اساس میزان دستیابی به هدف اندازهگیری کرد. در غیر اینصورت بر اساس چه خطکشی بدانیم موفق بودهایم یا خیر؟ برخی از دلائل حیاتی برای داشتن هدف سازمانی عبارتند از:
- جهتدهی: مشخص بودن هدف به سازمان کمک میکند تا جهتدهی مناسبی داشته باشد و به واحدها و افراد داخل سازمان نیز کمک میکند تا بدانند که بر چه چیزی باید تمرکز کنند و چه مسیری را برای موفقیت طی نمایند.
- انگیزهبخشی: تعریف هدف سازمانی میتواند افراد را فعالتر کند و انگیزه آنها را افزایش دهد. وجود اهداف واضح و مشخص، احساس اهمیت و ارزشمندی کار را در نیروها بالا میبرد.
- هماهنگی و همکاری: تعریف هدف سازمانی سبب میشود که افراد و تیمها در سازمان با هم هماهنگ شوند و به صورت همزمان به سمت اهداف مشترک حرکت کنند، که این موجب افزایش همکاری و تعامل سازنده میان افراد میشود.
- اندازهگیری و ارزیابی عملکرد: تعریف هدف سازمانی به سازمان امکان میدهد که عملکرد خود را نسبت به یک مبنای مشخص اندازهگیری و ارزیابی کند و ببیند که در چه مرحلهای از رسیدن به اهداف خود قرار دارد و چه تغییراتی نیاز است.
- تعیین اولویتها: با تعریف هدف، سازمان میتواند اولویتهای خود را مشخص کند و به ترتیب اهمیت، برای رسیدن به آنها تمرکز نماید. این کار به بهرهوری و کارآمدی سازمان کمک میکند.
- جلب منابع: هدف سازمانی میتواند به سازمان کمک کند تا منابع لازم برای رسیدن به اهداف خود را بر اساس زمانبندی مشخصی، برنامهریزی و تأمین نماید.
هدف سازمانی خوب چه ویژگیهایی دارد؟
تعریف هدف سازمانی فرآیندی است که طی آن سازمان مشخص میکند که دقیقاً چه چیزی را میخواهد به دست آورد و به چه اهدافی میخواهد برسد. این اهداف معمولاً به صورت کلی و مشخص تعریف میشوند و باید با استراتژی و مأموریت سازمان همخوانی داشته باشند.
هدف سازمانی شامل سلسلهمراتبی از اهداف کلان و استراتژیک سازمان است که در بازه بلندمدت تعیین میشوند و بر اساس تحلیلهای دقیقی از محیط داخلی و خارجی سازمان، نیازهای مشتریان، رقبا و فرصتها و تهدیدات بدست میآیند. این اهداف مرحله به مرحله شکسته میشوند تا مسیر دستیابی به اهداف بلندمدت را حتی در زندگی روزمرّه سازمان، واضح کنند.
مهمترین ویژگیهای هدف سازمانی عبارتند از:
- وضوح: هدف باید به صورت واضح و دقیق تعریف شود تا برای همه اعضای سازمان قابل فهم باشد.
- قابل اندازهگیری: هدف باید قابل ارزیابی باشد تا امکان اندازهگیری پیشرفت در رسیدن به آن وجود داشته باشد.
- مرتبط با مأموریت و استراتژی سازمان: هدف باید با مأموریت و استراتژی کلی سازمان هماهنگ باشد و به تحقق آنها کمک کند.
- محدود و معین: هدف باید محدود و معین باشد تا افراد به وضوح بدانند چطور باید آن را تعقیب و دنبال کنند.
هدف سازمانی چه نقشی در جهتدهی کسب و کار دارد؟
تعریف هدف سازمانی بخشی از فرآیند تدوین برنامه استراتژیک است که توسط راهبران و مدیران سازمان انجام میشود و تاثیر مستقیمی بر تصمیمگیریها، فعالیتها و عملکرد کلی سازمان دارد. در زیر به برخی از نقشهای تعریف هدف سازمانی در راهبرد و جهتدهی کسب و کار اشاره میکنیم:
- جهتدهی و بهرهوری: تعریف هدف سازمانی کمک میکند تا مسیر رسیدن به اهداف تعیین و اولویتهای سازمان مشخص گردد. این کمک میکند تا زمان و منابع سازمان به بهترین شکل ممکن مورد استفاده قرار گیرد و بهرهوری و عملکرد سازمان ارتقا یابد.
- ایجاد مشارکت و تعهد: تعریف اهداف مشخص و موشکافانه در سازمان، انگیزه و تعهد و حس مشارکت افراد را افزایش میدهد. همچنین انطباق بیشتری را در بین اعضای سازمان فراهم میکند تا سازمان بصورت یک کل منسجم به سمت موفقیت حرکت نماید.
- ایجاد تمرکز و کارآئی: تعریف هدف سازمانی باعث ایجاد تمرکز و کارآئی بیشتر در سازمان میشود. زیرا اعضای سازمان با داشتن هدفهای مشخص و واضح، به صورت مستقیم بر رسیدن به آنها تمرکز میکنند و تضادهای احساسی و اختلاف رویکردها به حداقل کاهش مییابد.
مراحل مختلف تعریف هدف سازمانی چیست؟
تعریف هدف سازمانی عموماً شامل چند مرحله اصلی است:
- تحلیل محیط داخلی و خارجی: در این مرحله، سازمان باید محیط داخلی خود را از جمله قدرتها، ضعفها و همچنین محیط خارجی خود از جمله فرصتها و تهدیدات را بررسی کند. این تحلیل SWOT پایهای برای تعیین هدفهای سازمانی و انتخاب راهبردهای مناسب برای دستیابی به آن است.
- تعریف جایگاه راهبردی سازمان: در این مرحله، باید ماموریت اصلی سازمان که به وضوح توصیف میکند سازمان چه کاری انجام میدهد و دلیل وجودی آن چیست، تعریف شود. همچنین چشمانداز یعنی جایگاهی که سازمان علاقه دارد در یک بازه زمانی مشخص (مثلاً ۵-۳ سال آینده) به آن برسد ترسیم و توصیف شود.
- تعیین اهداف کلان: اهداف کلان به عنوان گام بعدی باید تعیین شوند. این اهداف باید با مأموریت و چشمانداز سازمان همخوانی داشته باشند و مسیر دستیابی به آن را به چند محور کلیدی کلان -با زاویه دید بلندمدت- بشکنند.
- تعیین اهداف تاکتیکی و عملیاتی: این اهداف محدودتر و مشخصترند که ابتدا باید برای رسیدن به هر یک از اهداف کلان (اهداف تاکتیکی در بازه میانمدت) و سپس برای دستیابی به اهداف تاکتیکی (اهداف عملیاتی در بازه کوتاهمدت) تعیین شوند. این اهداف باید قابل اندازهگیری و قابل ارزیابی باشند.
- تدوین برنامهها و اقدامات: در این مرحله، استراتژیها و برنامههایی تدوین میشوند که به سازمان کمک میکنند تا به اهداف تاکتیکی و عملیاتی دست یابد. این استراتژیها باید با اهداف و راهبردهای سازمان هماهنگ باشند.
- اجرا و ارزیابی: در مرحله آخر، استراتژیها و برنامههای تعریف شده برای رسیدن به اهداف سازمانی طبق برنامه زمانی مشخصی اجرا میشوند و عملکرد و پیشرفت بهصورت دورهای ارزیابی میشود. در صورت نیاز، تغییرات و بهبودهای لازم نیز در این مرحله انجام میشود. برای ارزیابی اهداف باید معیارهای مشخصی تعریف شده و مقداردهی شوند. این معیارها و مقادیر، روش ارزیابی موفقیت سازمان در دستیابی به اهدافش محسوب میشوند.
برای توضیحات بیشتر شکل زیر را ببینید.
چطور هدف سازمانی تعریف کنیم؟
تعریف هدف سازمانی میتواند از روشها و فرایندهای مختلفی صورت بگیرد. در زیر، چندین روش معمول برای تعریف هدف سازمانی ذکر شده است:
- مشارکتی: شامل مشارکت و شنیدن نظرات اعضای سازمان، کارکنان و سایر ذینفعان مهم و مرتبط است. در این روش، هدفگذاری توسط تیمهای کاری یا گروههای مشارکتی صورت میگیرد که از نظرات مختلف بهره میبرند و اهدافی را تعریف میکنند که با ارزشها، نیازها و اهداف ذینفعان کلیدی سازمان همخوانی دارد.
- استفاده از تحلیل SWOT: تحلیل نقاط قوت و ضعف و فرصتها و تهدیدات سازمان به سازمان کمک میکند تا اهداف را با توجه به شناخت بهتری از محیط داخلی و خارجی خود تعیین کند.
- تعریف اهداف بر اساس روش تحلیلی SMART: اهداف سازمان باید بصورت واضح، قابل اندازهگیری، قابل دستیابی، مرتبط و دارای زمانبندی تعریف شوند.
- استفاده از مدلBalanced Scorecard : این مدل شامل تعیین اهداف در چهار دیدگاه اساسی است: مالی، مشتری، فرآیند داخلی، و رشد و یادگیری. این مدل به سازمان کمک میکند تا اهداف خود را از چندین زاویه مختلف در نظر بگیرد و از تعادل و سینرژی بین اهداف مختلف اطمینان حاصل کند.
- مطابقت با استراتژیهای رقبا: سازمان میتواند اهداف خود را بر اساس استراتژیهای تجاری رقبا تعریف کند تا با محیط خارجی خود هماهنگ شود و در مسیری که به توسعه و پیشرفت صنعت منجر میشود، حرکت کند.
این روشها تنها چند نمونه از روشهای معمول برای تعریف هدف سازمانی هستند. هر سازمان بر اساس شرایط و ویژگیهای خود ممکن است از یک یا ترکیبی از این روشها برای تعریف هدفهای خود استفاده کند.
نکات کلیدی در تعریف هدف سازمانی چیست؟
همانطور که پیشتر گفتیم، تعریف اهداف بصورت SMART لازمۀ موفقیت است. اما فراتر از ۵ بعد SMART، تعریف اهداف باید بدین صورت انجام گردد:
- وضوح: هدفهای سازمانی باید به صورت واضح و دقیق تعریف شوند تا برای تمامی اعضای سازمان قابل فهم باشند.
- قابل اندازهگیری: اهداف سازمانی باید قابل اندازهگیری و ارزیابی باشند تا بتوان پیشرفت در رسیدن به آنها را پیگیری کرد.
- قابل دستیابی: اهداف باید قابل دستیابی و قابل اجرا و با منابع و ظرفیتهای موجود سازمان هماهنگ باشند.
- مرتبطبودن: هدفهای سازمانی باید با مأموریت و استراتژی کلی سازمان هماهنگ باشند و به رسیدن به آنها کمک کنند.
- زمانبندی: هدفهای سازمانی باید دارای زمانبندی مشخص و در مدت زمان مشخصی قابل دستیابی باشند.
- انطباق با محیط: هدفهای سازمانی باید با محیط داخلی و خارجی سازمان همخوانی و با تحولات و شرایط محیطی تطابق داشته باشند.
- اثربخشی: اهداف باید به بهبود عملکرد و افزایش بهرهوری و کیفیت خدمات یا تولیدات سازمان کمک کنند.
- انگیزهدهنده: اهداف باید انگیزه و انرژی را در اعضای سازمان ایجاد کنند و آنها را به عمل وا دارند.
- انعطافپذیری: هدفهای سازمانی باید انعطافپذیری لازم را داشته باشند تا با تغییرات محیطی و شرایط جدید سازمان تطابق پیدا کنند.
چالشهای تعریف هدف سازمانی و راهحلهایی برای مواجهه با این چالشها
تعریف هدف سازمانی ساده نیست، بلکه فرایندی بسیار پیچیده است و نیازمند تجربه است. ممکن است شما نیز با چالشهای زیر در زمان تعریف هدف مواجه شوید:
- انتخاب هدف مناسب: انتخاب اهدافی که هماهنگ با مأموریت و استراتژی سازمان باشند و به نیازهای مشتریان و تحولات محیطی پاسخ دهند میتواند چالشبرانگیز باشد.
- وضوح هدف: تعریف هدفهایی که واضح و دقیق نیستند منجر به تفسیرهای متفاوت و اشتباهات در اجرا میشود.
- زمانبندی: تعیین زمانبندی مناسب برای رسیدن به هدفهای سازمانی نیاز به برنامهریزی دقیق و مدیریت منابع صحیح دارد که ممکن است چالشانگیز باشد.
- انعطافپذیری: تغییرات در محیط خارجی و شرایط ناپایدار ممکن است باعث نیاز به انعطافپذیری در تعریف اهداف سازمانی شود.
- مشارکت و تعامل: جمعآوری نظرات و مشارکت اعضای کلیدی سازمان در تعریف اهداف سازمانی میتواند چالشی باشد، زیرا نیاز به هماهنگی و توافق میان افراد مختلف با زاویه دیدهای متفاوت دارد.
در مواجهه با این چالشها، میتوان از راهکارهایی استفاده کرد که به سازمان کمک نماید اهداف بهتری را تعریف نماید. برخی از این راهحلها عبارتند از:
- برگزاری جلسات و کارگاههای تیمی: برگزاری جلسات و کارگاههایی که ذینفعان کلیدی سازمان را در فرآیند تعریف هدف سازمانی مشارکت دهند میتواند تعامل و هماهنگی بیشتری به دنبال داشته باشد.
- استفاده از روشهای تحلیلی: ابزارهای تحلیلی چه در تعریف هدف و چه در انتخاب راهکارهای مناسب میتواند از بالا گرفتن اختلاف نظرات شخصی جلوگیری کند.
- استفاده از فناوری اطلاعات: نرمافزارها و ابزارهای مدیریتی برای برنامهریزی و پیگیری در اجرای اهداف سازمانی میتواند موثر باشد.
- انعطافپذیری: ایجاد انعطاف در فرآیند تعریف هدف سازمانی و توانایی تطابق با تغییرات و شرایط محیطی میتواند به سازمان کمک کند تا هدفهای خود را به بهترین شکل ممکن تنظیم کند. تشویق انعطافپذیری باعث میشود تا میزان تعصب و پافشاری بر روی موضوعات کاهش یابد.
- ارتقاء مهارتها: همانطور که گفتیم تعریف اهداف سازمانی کاری پیچیده است. پس ارتقاء مهارتها و دانش کارکنان در زمینههای مربوط به تعریف هدف سازمانی میتواند به بهبود فرآیند تعریف و اجرای هدفها کمک کند.
- استفاده از مشاورین خبره: متخصصینی که تجربه هدفگذاری را برای سازمانهای مختلف در شرایط و صنایع متفاوت دارند، میتوانند در طی کردن این فرایند پیچیده به سازمان شما کمک کنند.
یکی از غولهای هدفگذاری
یکی از نمونههای موفق تعریف هدف استراتژیک سازمانی، شرکت Google است. هدف اصلی این شرکت در ابتدا ارائه موتور جستجویی قوی و کارآمد بود که اطلاعات جهانی را به سادگی دسترسیپذیر کند. اما با گذر زمان، مأموریت این شرکت وسعت یافت و اکنون به شکلی گستردهتر شامل ارائه خدمات متنوع مانند سیستم عامل موبایل، ایمیل، ابر ذخیرهسازی و غیره است. هدف Google اکنون بهبود دسترسی به اطلاعات و ارتقاء تجربه کاربری در اینترنت است. این هدفگذاری موفق باعث شده تا Google به یکی از بزرگترین و موفقترین شرکتهای جهان تبدیل شود.
چه نمونه اهدافی میتوانیم برای سازمان خود تعریف کنیم؟
- شرکتهای خدماتی و تولیدی: افزایش کیفیت محصولات یا خدمات، کاهش هزینهها، افزایش سهم بازار یا توسعه بهبود فرآیندهای تولید و ارائه خدمات
- سازمانهای غیرانتفاعی: ارتقاء سطح زندگی در جوامع آسیبپذیر، ارائه خدمات به کودکان بیسرپرست، حمایت از زنان در محیط کار، یا حفظ محیط زیست
- شرکتهای فناوری اطلاعات: ارائه راهحلهای نرمافزاری نوآورانه، ارتقاء امنیت دیجیتال، توسعه فناوریهای هوش مصنوعی یا توسعه زیرساختهای ابری
- بیمارستانها و مراکز درمانی: افزایش ایمنی بیماران، بهبود رضایت بیماران، کاهش زمان انتظار، ارتقاء سطح خدمات پرستاری، و توسعه تحقیقات و پژوهش در زمینه درمانی
- آموزش و پرورش: بهبود کیفیت آموزش و پرورش، ارتقاء سطح دانش و مهارتهای دانشآموزان، توسعه فعالیتهای فرهنگی و ورزشی، و ارائه خدمات آموزشی متنوع به جامعه
- رستوران یا کافه: افزایش تعداد مشتریان، ارتقاء کیفیت غذا و خدمات، ایجاد محیط دوستانه و دلنشین برای مشتریان، ارائه تنوع در منو، یا افزایش فروش
- شرکت مشاوره مدیریت: ارائه مشاورههای استراتژیک به سازمانها، بهبود عملکرد سازمانها، راهنمایی در مدیریت منابع انسانی، توسعه فرهنگ سازمانی، یا ارائه آموزشهای مدیریتی
سخن پایانی
تعریف هدف سازمانی یک فرایند مهم و حیاتی برای هر کسب و کاری است که باید با دقت و هوشمندی و آگاهی بالایی انجام شود تا خود بتواند به اهداف مؤثر و موفقیتآمیزی برای کسب و کار منجر شود. این فرایند نقش بسیار مهمی در بهبود عملکرد سازمان و انگیزه و تعهد پرسنل دارد. در این مقاله به جنبههای گوناگون تعریف هدف سازمانی پرداختیم که امیدواریم راهگشای موفقیت و نجات کسب و کار شما باشد.
بیشتر بخوانید :
- اصول بودجهبندی در شرکت
- انواع سبک مدیریت در سازمان
- ۱۰ عادت روزانه یک مدیرعامل موفق
- وظایف اصلی مدیر کسب و کار چیست؟
- مدل کسب و کار بر اساس چه منطقی کار میکند؟
- اهداف مشاوره مدیریت
- کارآفرینان به چه نوع استراتژی نیاز دارند؟
- مشتریان هدف سازمان چه کسانی هستند؟
- تحول در مدیریت منابع انسانی شرکتها
- انواع روش تصمیم گیری در مدیریت
- مدیریت تضاد در سازمان



