تاریخچه کوچینگ Coaching
مربیگری یا کوچینگ در اوایل دهه ۹۰ میلادی برای مدیران اجرایی و ارشد به منظور بهبود عملکرد مورد استفاده قرار گرفت اما پیش از آن تارخچه طولانی دارد.
از سویی دیگر، شواهد بیانگر آن است که منشاء کلمه مربی در لاتین، میتواند از نام شهری در مجارستان با نام Koc که در تلفظ Kochخوانده میشود، گرفته شده باشد.
این شهر بخاطر داشتن وسیله حمل و نقلی مشهور شد که سبک و سریع بود و در اروپا مورد استفاده بسیاری قرار گرفت. این لغت سپس در قرن ۱۶ وارد زبان انگلیسی شده و به شکل coach متداول شده است.
در دهه ۱۸۳۰ دانشجویان در دانشگاه آکسفورد توسط فردی که مربی نامیده میشد، در زمینه کارهای آکادمیک خود پشتیبانی میشدند. وظیفه فرد مذکور انتقال دانشجو از نقطه A فرضی که در آنجا برایش مشخص نبود برای عبور از امتحانات باید چه بکند، به نقطه B فرضی بود که در آنجا دانشجو دانش کافی در زمینه مواد لازم به منظور عبور از امتحانات را داشت. این مسیر مشابه مسیری بود که وسیله نقلیه برای انتقال فرد از نقطه A به B طی مینمود.
در میانه دهههای ۱۹۴۰ و ۱۹۶۰ کسب و کارها شروع به استفاده از افرادی در زمینه روانشناسی نمودند که بتوانند از طریق دانش روانشناسی عملکرد افراد را بهبود دهند. بدین منظور برای مدیران ارشد خود از روانشناسانی استفاده کردند که فرد را در مشکلات و چالشها پشتیبانی کرده و به حداکثر عملکرد در کار خود برساند.
پس از آن کوچینگ کاربرد گستردهای برای توسعه مدیران و راهبران ارشد سازمانها پیدا کرد که سرعت گرفتن این مسیر توسعه خود باعث سردرگمی در تعریف آن شد. امروزه تعریفی که بیشترین کاربرد را در رابط با کلمه مربی و مربیگری دارد مربوط به سر جان ویتمور است:
آزاد کردن پتانسیلهای فرد برای به حداکثر رساندن عملکرد وی که بیشتر از طریق کمک کردن به وی صورت میگیرد تا از طریق آموزش دادن (۲۰۰۹).
تعاریف کوچینگ
علاوه بر تعریف کوچینگ که در بالا توسط جان ویتمور توضیح دادیم ، برخی تعاریف دیگر که از زوایایی کمی متفاوتتر به کوچینگ نگاه کردهاند، در ادامه آورده شدهاند:
- هنر تسهیل در رهاسازی پتانسیلهای یک فرد به منظور دستیابی به اهداف و مقاصد مهم و معنادار (Rosinski,2003)
- هنر تسهیل در عملکرد، یادگیری و توسعه فردی دیگر (Downey,2003)
- روشی برای یادگیری مرتبط با کار که بر گفتگوی یک- به -یک تکیه دارد (de Haan,2008)
- کوچینگ فرایند توسعه انسانی است که شامل تعاملات ساختاریافته و متمرکزی میباشد و از استراتژیها، ابزارها و تکنیکهایی به منظور ترویج دگرگونی مطلوب و پایدار فرد مخاطب و دیگر ذی نفعان محتمل بهره میبرد (Bachkirova, Cox, & Clutterbuck, 2014)
- کوچینگ مدیر ارشد یک فرایند گفتمانی است که منجر به تغییری در رفتار یا نحوه تفکر با هدف بهبود خروجیها در فعالیت حرفهای میشود (van Nieuwerburgh, 2016)
با استفاده از تعاریف فوق میتوان نتیجه گرفت که بصورت کلی کوچینگ یعنی:
- یک گفتگوی مدیریت شده است که بین دو فرد اتفاق میافتد
- هدف آن پشتیبانی از تغییر در تفکر و رفتار است
- تمرکز آن بر یادگیری و توسعه میباشد
با توجه به موارد ذکر شده میتوان میان اصطلاحات رایج منتورینگ، کوچینگ، مشاوره (روانشناسی یا فردی) و مشاوره کسب و کار یا مشاوره مدیریت تمایز قائل شد که در ادامه توضیح داده شدهاند.
پیشنهاد مطالعه : مشاوره مدیریت چیست و مشاور دارای چه ویژگی هایی باید باشد؟
منتورینگ و کوچینگ
در ادبیات غربی، در اودیسه هومر، پسر اودسیوس، تلماکوس، توسط فردی که منتور نامیده میشود، پشتیبانی میگردد. با توجه به این متن، کلمه منتور نمایشگر فردی خردمند و مورد اعتماد است که مورد مشورت قرار میگیرد و راهنمایی میکند. این معنا از کلمه منتور، مترادف مرشد در عربی و پیر در فارسی است.

در نتیجه کوچینگ و منتورینگ اصطلاحات مشابه و نزدیک به هم هستند. از سویی، منتورها افرادی هستند که در موضوع مورد بحث دارای اطلاعات کارشناسانه و تخصصی میباشند.
به عنوان یک تعریف برای مشخص شدن حیطه و کاربرد هر دو اصطلاح میتوان گفت منتورینگ فرایند انتقال دانش، بینش و تخصص از فردی به فرد دیگر است و در مقابل مربیان نیاز به داشتن دانش تخصصی در زمینه مورد صحبت ندارند. نقش مربی یا کوچ حمایت از فرد تحت نظارتش برای تولید ایده و راهحلهایش است. یک منتور را میتوان مشاوری خبره و خردمند دانست در حالیکه مربی بیشتر یک تسهیلکننده و شریک فکری است.
اصل تفاوت هنگامی است که زمان اجرا میرسد. اگرچه هر دو فرد منتور و مربی به صورت مستقیم در گفتگو با فرد شرکت دارند ولی هنگامی که فرد به نتیجه میرسد که چه باید انجام دهد، نقش مربی غیر مستقیم است. بدین معنا که مربی پیشنهاد، راهنمایی یا توصیهای در زمینه اجرا ارائه نمیدهد. در مقابل ما گزینه ایی با رهبری را هم داریم که تعریف متفاوتتری خواهد داشت.
پیشنهاد مطالعه : یک رهبر خوب، چه قابلیتهایی دارد؟
در مقابل منتور دارای نقشی مستقیم در اجرا میباشد. یک منتور در اجرا پیشنهاد میدهد، بینشش را به اشتراک میگذارد و به عنوان راهنما مشارکت میکند.
همانطور که مشخص است هر دو منتور و مربی نقششان در زمینه حمایت فردی یا توسعه شخصی است.
مشاوره (فردی، روان شناسی) و کوچینگ
تشابه میان این سبک مشاوره و کوچینگ بیشترین میزان است. در هر دو، فرد مشاور یا مربی به صورت همدلانه به فرد مقابل گوش میدهد، در حالیکه بر روی موضوع مورد نظر مخاطب در جلسه کار میکنند. در هر دو حالت روش گفتگو محرمانه، معنادار و یک- به -یک است.
نقش یک مربی حمایت از مخاطب برای تعیین هدف یا وضعیت مطلوب در آینده و سپس شنیدن و پرسش کردن به منظور اکتشاف راههای قابل انجام توسط خود مخاطب جهت رسیدن به آنهاست. استفاده از یک مشاور (فردی، روان شناسی) بیشتر هنگامی کاربرد دارد که یک موضوع پیچیده روانشناسانه که در گذشته حادث شده، باید حل شود.
نقطه افتراق کلیدی میان مربی یا مشاور (فردی، روان شناسی) در همین تمرکز بر آینده یا گذشته است. در کوچینگ تمرکز بر حال و آینده است، در حالیکه در مشاوره (فردی، روان شناسی) تمرکز بر راهکارهای مدیریت استرس، رفع مشکلات و نمایان نمودن موضوعاتی است که ریشه در گذشته دارند.
مشاوره (کسب و کار، مدیریتی) و کوچینگ
مشاوره (کسب و کار، مدیریتی) و کوچینگ دو فعالیتهایی همسو و مکمل هستند. هر دو برای موثر بودن باید در ابتدا وضعیت حال مخاطب را مورد بررسی قرار داده و از آن درکی بدست آورند. هر دو رویکرد، به منظور کمک به مخاطب برای تولید راهکارهایی مرتبط و سفارشی بکار میروند.
اگرچه، مشاوران (کسب و کار، مدیریتی) بکار گرفته میشوند تا راهکار مشخصی را برای برونرفت مشتری از وضعیت فعلی تولید و ارائه نمایند و معمولاً توقع میرود در زمینه مورد مشورت، دارای تخصص باشند. در مقابل، مربی زمانی بکار گرفته میشود که مخاطبش را در فکر کردن برای حل چالشهایش کمک کند. برای یک مربی/ کوچ داشتن تخصص در زمینه تخصصی مخاطب میتواند سبب اعتبار شود ولی ضروری نیست.
هر دو در زمان مناسب، میتوانند برای بهبود وضعیت مشتری مؤثر واقع شوند.
مشاورین نجات این مسئولیت را به عهده میگیرند تا با یک مشاوره خوب، شما را در راه رسیدن به یک تحول و یا شروع یک کسب و کار جدید هدایت کنند.



