مقدمه
در دنیای پرشتاب امروز، سازمانها بیش از هر زمان دیگری به نیروی انسانی خود وابستهاند. سرمایه انسانی نه تنها یک منبع ارزشمند، بلکه محرک اصلی نوآوری و بهرهوری محسوب میشود. اندازهگیری و پایش شاخصهای منابع انسانی به مدیران کمک میکند تا نقاط قوت و ضعف را شناسایی، روند پیشرفت را دنبال و استراتژیهای اثربخش برای توسعه سازمان تدوین کنند.
مطالعات علمی مانند پژوهشهای Han, Lin & Chen (۲۰۰۸) و Pillai & Sivathanu (۲۰۲۱) نشان دادهاند که استفاده از شاخصهای کمی و کیفی در سنجش عملکرد، نقش مستقیمی در بهبود کارایی سازمان و همسویی با اهداف راهبردی دارد.
در این مقاله، با رویکردی تحلیلی و عملیاتی، به بررسی شاخصهای کلیدی منابع انسانی، روشهای اندازهگیری و تجربههای جهانی موفق در این حوزه میپردازیم.
اهمیت شاخصهای منابع انسانی در موفقیت سازمانها
چرا باید شاخصهای منابع انسانی را اندازهگیری کنیم؟
طبق تحقیقات Gates & Langevin (۲۰۱۰)، مدیران منابع انسانی که از دادههای کمی و کیفی برای تصمیمگیری استفاده میکنند، توانایی بالاتری در جهتدهی به استراتژیهای سازمان دارند.
ارزیابی شاخصهای منابع انسانی:
- به مدیران کمک میکند عملکرد کارکنان را به شکل عینی بررسی کنند.
- نقاط بهبود را پیش از آنکه تبدیل به بحران شوند، شناسایی میکند.
- امکان مقایسه بین دورهای و رقابتی با دیگر سازمانها را فراهم میسازد.
رویکرد کیفی و کمی در شاخصهای HR
۱. شاخصهای کمی (Quantitative):
این معیارها بر پایه دادههای عددی و قابلاندازهگیری هستند و تصویری شفاف از «چه اتفاقی افتاده» ارائه میدهند. نمونهها شامل نرخ ترک خدمت، ساعات آموزش، هزینه استخدام و بهرهوری به ازای هر کارمند است. چنین شاخصهایی امکان مقایسه در بازههای زمانی مختلف یا با سازمانهای مشابه را فراهم میکنند. هرچند که دلیل بروز تغییرات را توضیح نمیدهند، اما به مدیران نشان میدهند که تغییر یا مشکل قابلتوجهی رخ داده است.
۲. شاخصهای کیفی (Qualitative):
این شاخصها به احساسات، ادراکات و تجربههای کارکنان مربوط میشوند و از طریق پرسشنامه، مصاحبه، مشاهده و تحلیل کیفی استخراج میشوند. معیارهایی مانند رضایت شغلی، فرهنگ سازمانی، سطح اعتماد متقابل، و حس تعلق نمونههایی از این حوزهاند. این شاخصها بهخوبی توضیح میدهند چرا تغییرات در شاخصهای کمی رخ داده است.
پیوند دو رویکرد
رویکرد کیفی و کمی در شاخصهای منابع انسانی
هیچیک از این دو دسته بهتنهایی تصویر کامل از عملکرد منابع انسانی ایجاد نمیکند. دادههای کمی «چه» را میگویند، در حالی که دادههای کیفی «چرا» را آشکار میکنند. ترکیب این دادهها منجر به بینش عمیق و تصمیمگیری مؤثرتر میشود. بهعنوان مثال، اگر نرخ ترک خدمت افزایش یابد (شاخص کمی)، تحلیل کیفی ممکن است نشان دهد که دلیل آن کمبود فرصت پیشرفت یا احساس بیارزشی کارکنان است.
این رویکرد دوسویه، مطابق با نتایج Talebian & Ellahi، ویژگی مدیران موفق است که هیچگاه یک بُعد را فدای دیگری نمیکنند. استفاده همزمان از هر دو نوع شاخص باعث میشود دادهها به بینش، و بینش به استراتژی و اقدام مؤثر تبدیل شود.
مطابق یافتههای Talebian & Ellahi (۲۰۲۰)، شاخصهای منابع انسانی معمولاً به دو دسته تقسیم میشوند:
- کمی (Quantitative Indicators): نرخ ترک خدمت، میانگین بهرهوری، تعداد روزهای آموزش.
- کیفی (Qualitative Indicators): رضایت شغلی، تعامل کارکنان، فرهنگ سازمانی.
مهمترین شاخصهای عملکرد منابع انسانی
مهمترین شاخصهای عملکرد منابع انسانی
وقتی صحبت از «اندازهگیری عملکرد منابع انسانی» میشود، بسیاری از مدیران ناخواسته به یک یا دو شاخص محدود فکر میکنند؛ مثلاً بهرهوری یا رضایت کارکنان. اما واقعیت این است که عملکرد HR شبیه یک اکوسیستم پیچیده است که چندین بُعد مهم دارد و هر کدام بخش متفاوتی از تصویر کلی را روشن میکند. اگر فقط روی یک بُعد تمرکز شود، خطر آن وجود دارد که سازمان، در تصمیمگیریهای کلیدی، دادههای حیاتی را نادیده بگیرد. پژوهشها نشان میدهد که سه دسته شاخص — بهرهوری و اثربخشی، توسعه سرمایه انسانی، و کیفیت در مدیریت منابع انسانی — بهعنوان ستونهای کلیدی یک ارزیابی جامع مطرح هستند.
شاخصهای بهرهوری و اثربخشی
در بسیاری از سازمانها، اولین پرسش مدیران این است که «آیا نیروی انسانی ما واقعاً دارد بیشترین ارزش را ایجاد میکند؟» پژوهش Arista، Widyatna و Muslim (2023) پاسخ میدهد که برای داشتن تصویری شفاف از این موضوع، باید از یک رویکرد ساختاریافته مثل Human Resource Scorecard استفاده کرد. این مدل ترکیبی از سنجشهای کمی و تحلیلی است که ابعاد مختلف اثربخشی HR را بهصورت همزمان بررسی میکند.بهرهوری فردی و تیمی
- بهرهوری فردی و تیمی
بخش اول این مدل روی بهرهوری فردی و تیمی تمرکز دارد. این سنجه، فراتر از صرف شمارش خروجی کارکنان، به نرخ تبدیل منابع به نتایج نگاه میکند. ممکن است تیمی کوچک با منابع محدود عملکردی بسیار بالاتر از تیمی بزرگ با منابع بیشتر داشته باشد و همین داده کوچک چشماندازی بزرگ برای تصمیمگیری ایجاد کند.
- میزان همراستایی اهداف کارکنان با اهداف سازمان
بعد از آن، مدل به همراستایی اهداف کارکنان با اهداف سازمان میپردازد. اینجا بحث صرفاً بر سر کارآمدی نیست، بلکه بر سر اطمینان از این است که تلاش روزانه هر بخش و فرد، دقیقاً در راستای مأموریت کلان سازمان است. وقتی این هماهنگی وجود دارد، حتی کارهای جزئی هم بهطور مستقیم به رشد و موفقیت سازمان کمک میکنند.
- هزینه به ازای هر استخدام موفق
لنز سوم هزینه به ازای هر استخدام موفق است. این شاخص نهتنها کارایی فرایند جذب را بررسی میکند، بلکه کیفیت و ماندگاری نیروی جذبشده را هم در نظر میگیرد. اگر هزینه بالایی صرف شود اما خروجی آن یک استعداد کلیدی و ماندگار باشد، این هزینه توجیه دارد. اما اگر همان نیرو در مدت کوتاهی سازمان را ترک کند، هزینهها به اتلاف منابع تبدیل میشود.
به بیان ساده، مدل HRSC مثل یک نقشه جامع است که به مدیران نشان میدهد بهرهوری، همسویی و بهینگی منابع انسانی در چه وضعیتی قرار دارد و کجا باید مداخله کرد.
شاخصهای توسعه سرمایه انسانی
Han، Lin و Chen (2008) میگویند سرمایه انسانی یک سازمان، همان موتور نامرئیای است که کل بدنه سازمان را به حرکت درمیآورد. اما این موتور نیاز به نگهداری و ارتقا دارد. آنها سه محور کلیدی برای سنجش توسعه سرمایه انسانی را معرفی میکنند که هرکدام از زاویه متفاوتی به توان واقعی نیروی کار نگاه میکند.
- توانمندیها و مهارتها: میزان آموزش و یادگیری مستمر.
محور اول، توانمندیها و مهارتها است. این سنجه فقط به مدارک آموزشی نگاه نمیکند، بلکه تعامل واقعی کارکنان با فرآیند یادگیری و مهارتهای جدید را بررسی میکند. سازمانهایی که در این شاخص سرمایهگذاری میکنند، معمولاً انعطاف پذیرتر و آمادهتر برای تغییرات بازار هستند.
- انگیزش و ماندگاری: شاخصهای مشارکت کارکنان.
محور دوم، انگیزش و ماندگاری است. یک کارمند با انگیزه، حتی در شرایط چالشبرانگیز، برای موفقیت سازمان تلاش میکند. ماندگاری نیز نشان میدهد که آیا سازمان توانسته محیطی ایجاد کند که کارکنان بخواهند در آن بمانند و رشد کنند یا نه.
- انعطافپذیری سازمانی: توان واکنش به تغییرات بازار.
محور سوم، انعطافپذیری سازمانی است که به توان واکنش سازمان به تغییرات محیطی و تقاضاهای جدید بازار مربوط میشود. سازمانی که نیروهایش مهارتهای متنوع دارند و فرهنگش تغییرپذیر است، میتواند سریعتر مسیر خود را تطبیق دهد و از شوکهای بازار جان سالم بهدر ببرد.
با استفاده از این سه محور، مدیران میتوانند تشخیص دهند که سرمایه انسانی سازمانشان در چه وضعیتی است: آیا صرفاً منابعی ثابت است یا واقعاً پیشران رشد و نوآوری سازمانی.
شاخصهای کیفیت در مدیریت منابع انسانی
پژوهش Kurcgant و همکاران (۲۰۰۹) که در حوزه سلامت انجام شد، یکی از روشنترین شواهد را درباره اهمیت کیفیت در مدیریت منابع انسانی ارائه میدهد. آنها نشان دادند که کیفیت مدیریت HR نهتنها بر کارایی داخلی اثر دارد، بلکه مستقیماً بر خروجیهای سازمان — مثل رضایت بیماران — تأثیر میگذارد.
سه بُعد مهم این کیفیت شامل ایمنی کارکنان، بهبود فرآیندها و رضایت ذینفعان (مثل بیماران یا مشتریان) است. ایمنی کارکنان پایهایترین شرط برای بهرهوری پایدار است؛ نیرویی که احساس امنیت کند، تمرکز و انگیزه بیشتری برای انجام کار خواهد داشت. بهبود فرآیندها نیز به کاهش اتلاف، افزایش سرعت کار و استفاده بهینه از منابع منجر میشود. در نهایت، رضایت ذینفعان، بازتاب مستقیم کیفیت کار و نحوه تعامل نیروی انسانی با آنهاست.
این شاخصها به مدیران یادآوری میکنند که HR فقط «منابع انسانی» را مدیریت نمیکند، بلکه مسئول شکلدهی به کیفیت رابطه بین سازمان و دنیای بیرون است.
چالشها و فرصتها در پیادهسازی شاخصهای منابع انسانی
چالشهای پیادهسازی شاخصهای منابع انسانی
- کمبود دادههای دقیق و بهروز
- مقاومت کارکنان در برابر ارزیابی
- همسوسازی با اهداف کلان سازمان
فرصتهای پیادهسازی شاخصهای منابع انسانی
- تحلیل پیشبینیکننده برای پیشبینی عملکرد و ریسک ترک خدمت.
- استفاده از مدلهای استاندارد جهانی مثل EFQM (Dover-Harris & Burchel, 2017).
نمونههای موفق جهانی پیادهسازی شاخصهای منابع انسانی
زمانی که صحبت از پیادهسازی شاخصهای منابع انسانی و ارزیابی اثربخش آنها میشود، بسیاری از سازمانها به دنبال نمونههایی واقعی میگردند تا بدانند این ایدهها در دنیای عمل چگونه اجرا شدهاند. تجربه شرکتهای پیشرو نشان میدهد که موفقیت در این حوزه صرفاً نتیجه داشتن ابزارهای پیشرفته یا دادههای زیاد نیست، بلکه به توانایی سازمان در ترکیب بینش دادهمحور با فرهنگ سازمانی و رهبری معنادار بستگی دارد. سه مثال زیر از گوگل، ساوتوست ایرلاینز و تویوتا، الگوهایی الهامبخش از چنین پیوندی ارائه میکنند.
Google: استفاده از مدل People Analytics برای پیشبینی نیازهای آموزشی.
گوگل یکی از پیشگامان استفاده استراتژیک از دادههای منابع انسانی است. این شرکت با ایجاد سیستم People Analytics نهتنها عملکرد کارکنان را بهصورت کمی و کیفی رصد میکند، بلکه از این اطلاعات برای پیشبینی نیازهای آموزشی و توسعهای استفاده میکند.
مدیران گوگل با اتکا به دادههای جمعآوریشده، به سرعت متوجه میشوند که کدام تیم یا بخش ممکن است به مهارتهای جدید نیاز داشته باشد، کجا فرهنگ سازمانی نیاز به تقویت دارد، و حتی چه اقداماتی میتواند مانع ترک خدمت استعدادهای کلیدی شود.
این رویکرد، که با مطالعاتی مانند Pillai & Sivathanu (۲۰۲۱) درباره اهمیت سنجش پیشبینانه همراستا است، باعث شده آموزشها هدفمندتر شوند و سرمایه انسانی در مسیر رشد مستمر حرکت کند.
Southwest Airlines: تمرکز بر شاخصهای فرهنگی و رضایت کارکنان بهعنوان مزیت رقابتی.
خطوط هوایی ساوتوست نشان داد که شاخصهای سخت (مثل تعداد پرواز یا بهرهوری فنی) تنها بخشی از داستان هستند. این شرکت بهجای تمرکز صرف بر خروجیهای فنی، شاخصهای فرهنگی و رضایت کارکنان را بهعنوان مزیت رقابتی خود قرار داده است.
مدل این شرکت با یافتههای Han, Lin & Chen (۲۰۰۸) درباره نقش انگیزش و ماندگاری در توسعه سرمایه انسانی همخوانی دارد. آنها دریافتند که اگر کارکنان احساس کنند بخشی از یک خانواده هستند، وفاداری، بهرهوری و اشتیاقشان چند برابر میشود. به همین دلیل ساوتوست سنجش مداوم شاخصهایی مثل رضایت تیمها، کیفیت تعاملات روزانه و حس تعلق را در دستور کار دارد — و این بهبود فرهنگ مستقیماً در تجربه مشتریان و سودآوری خط هوایی آشکار میشود.
Toyota: پیادهسازی نظام ارزیابی مداوم مبتنی بر کایزن.
تویوتا بهعنوان بنیانگذار فلسفه کایزن یا بهبود مستمر، رویکردی منحصربهفرد در ارزیابی و بهبود عملکرد منابع انسانی دارد. در این سیستم، ارزیابی عملکرد به یک فرآیند مستمر و مشارکتی تبدیل شده است، نه یک رویداد سالانه ساده.
هر عضو سازمان نهتنها برای نتایج خود سنجیده میشود، بلکه برای تلاشهایی که در جهت بهبود فرآیند و کمک به دیگران انجام میدهد نیز ارزیابی میگردد. این شیوه با تأکید Kurcgant et al. (۲۰۰۹) بر بهبود فرآیندها و ارتقای کیفیت ارتباط مستقیم دارد.
نتیجه چنین رویکردی، فرهنگی است که در آن هر کارمند خود را مسئول پیشرفت کل سازمان میداند و هر پیشرفت کوچکی بهعنوان گامی مهم در مسیر اهداف کلان تلقی میشود.
جمعبندی و توصیه عملی
اندازهگیری شاخصهای منابع انسانی، اگر درست درک و اجرا شود، صرفاً یک فرآیند اداری یا بوروکراتیک نیست، بلکه میتواند به اهرم استراتژیک رشد و مزیت رقابتی تبدیل شود. یافتههای پژوهشها — از جمله Han, Lin & Chen (۲۰۰۸) و Pillai & Sivathanu (۲۰۲۱) — بهطور واضح نشان میدهند که سازمانهایی که بهطور مداوم، منظم و تحلیلی شاخصهای HR خود را پایش میکنند، نهتنها بهرهوری و اثربخشی بهتری دارند بلکه توانایی واکنش سریعتر به چالشهای بازار و تغییرات محیطی را نیز پیدا میکنند.
یکی از نکات مهم که در پژوهش Arista et al. (۲۰۲۳) نیز برجسته شده، این است که شاخصهای منابع انسانی باید به شکل چندبُعدی دیده شوند؛ نه صرفاً تعدادی داده کمی یا گزارش کیفی جداگانه، بلکه بهعنوان یک شبکه هماهنگ از معیارها که تصویر کاملتری از سلامت سرمایه انسانی ارائه میکند.
به همین دلیل، صرف داشتن داده کافی نیست — سازمان باید بتواند این دادهها را به بینش عملیاتی و تصمیمهای مؤثر تبدیل کند.
پژوهش Kurcgant et al. (۲۰۰۹) بهویژه در حوزه سلامت، نشان داد که وقتی اندازهگیری شاخصها بهطور سیستماتیک و دقیق انجام میشود، کیفیت خروجیهای سازمان (چه رضایت مشتری، چه ایمنی کارکنان و چه بهبود فرآیند) به شکل چشمگیری افزایش مییابد. این نشان میدهد که رابطه بین شاخصهای HR و موفقیت کلی سازمان، مستقیم و قوی است.
پیشنهاد میشود:
از ترکیب شاخصهای کمی و کیفی استفاده کنید.
تنها اتکا به ارقام (مثل نرخ ترک خدمت یا هزینه جذب) تصویر ناقصی ارائه میدهد. شاخصهای کیفی مثل رضایت شغلی، تعامل تیمی و فرهنگ سازمانی، اطلاعات ضروریای برای تکمیل این تصویر فراهم میکنند. Talebian & Ellahi (2020) تأکید میکنند که این دو دسته شاخص باید به صورت متوازن و در کنار هم پایش شوند.
ارزیابیها را با فرهنگ سازمانی تطبیق دهید.
همانطور که Han, Lin & Chen (2008) اشاره کردهاند، شاخصها زمانی مؤثرند که با ارزشها و سبک کاری سازمان همخوان باشند. اگر فرهنگ سازمانی به نوآوری اهمیت میدهد، ارزیابی عملکرد باید نوآوری را به عنوان یک معیار رسمی و سنجیدنی در نظر بگیرد.
از ابزارهای پیشرفته تحلیل داده برای تصمیمگیری استراتژیک بهره ببرید.
یافتههای Pillai & Sivathanu (2021) نشان میدهد که حرکت از شاخصهای توصیفی به شاخصهای پیشبینیکننده (Predictive Metrics)، میتواند تحولی بزرگ در پیشبینی نیازهای آینده و جلوگیری از مشکلات ایجاد کند. ابزارهایی مثل سیستمهای People Analytics یا مدل Human Resource Scorecard (Arista et al., 2023) به مدیران کمک میکند به جای واکنش منفعل، اقدامات پیشگیرانه و مؤثر انجام دهند.
پیوستگی و بازنگری مستمر
شاخصهای HR باید به طور دورهای بازنگری شوند تا با شرایط جدید بازار و تغییرات داخلی هماهنگ بمانند. یک شاخص مرتبط امروز ممکن است در سال آینده ارزش تحلیلیاش کاهش یابد یا نیاز به بازتعریف داشته باشد.
در نهایت، سازمانهایی که به شاخصهای منابع انسانی به چشم قطبنمای استراتژیک نگاه میکنند، نه فقط عملکرد فعلیشان را بهبود میدهند بلکه مسیر رشد بلندمدتشان را نیز هموار میسازند.
این رویکرد، آنها را از بازیگران عادی بازار به رهبران پیشرو در صنعت تبدیل میکند — رهبرانی که به جای واکنش به تغییرات، خود خالق تغییر هستند.
سؤالات متداول (FAQ) درباره شاخصهای منابع انسانی
۱. شاخصهای کمی و کیفی در منابع انسانی چه تفاوتی دارند و هر کدام چه کاربردی دارند؟
شاخصهای کمی (Quantitative Indicators) معیارهایی هستند که با اعداد و دادههای قابل اندازهگیری بیان میشوند و امکان تحلیل دقیق تغییرات در عملکرد را فراهم میآورند. نمونههایی از این شاخصها شامل نرخ ترک کار، بهرهوری بر اساس خروجی، ساعات آموزش گذراندهشده، و هزینه به ازای استخدام موفق است. این شاخصها بهویژه برای مقایسه در طول زمان یا مقایسه بین واحدها و سازمانها مفیدند.
در مقابل، شاخصهای کیفی (Qualitative Indicators) بر جنبههای غیرعددی تمرکز دارند و اغلب از طریق نظرسنجیها، مصاحبهها یا مشاهدات استخراج میشوند. این شاخصها شامل میزان رضایت شغلی، کیفیت ارتباطات، احساس تعلق سازمانی، و تناسب فرهنگ سازمانی با ارزشهای کارکناناند.
ترکیب این دو دسته، تصویری چندبُعدی از عملکرد منابع انسانی ایجاد میکند و باعث میشود تصمیمگیریها بر پایه دادههای جامعتری انجام شوند.
منابع:
- Talebian, A., & Ellahi, S. F. (2020). Quantitative and Qualitative Components and Indicators of Productivity in Educational Centers.
- Zámečník, R. (2016). The qualitative indicators in human resource accounting.
۲. مدل Human Resource Scorecard چیست و چه مزیتی دارد؟
مدل Human Resource Scorecard (HRSC) یک سیستم اندازهگیری عملکرد است که ساختار آن الهامگرفته از مدل Balanced Scorecard بوده و بهطور اختصاصی برای مدیریت منابع انسانی طراحی شده است. این مدل چهار بُعد اصلی دارد:
- بهرهوری فردی و تیمی
- همسویی اهداف کارکنان با استراتژی سازمان
- کارایی فرآیند جذب و استخدام (هزینه، زمان، کیفیت جذب)
- توسعه مهارتها و قابلیتهای کارکنان
مزیت اصلی HRSC این است که شاخصهای منابع انسانی را بهطور مستقیم به اهداف استراتژیک و نتایج کسبوکار متصل میکند و به مدیران کمک میکند ROI سرمایهگذاری روی منابع انسانی را بسنجند.
منبع:
- Arista, S. A., Widyatna, R. W., & Muslim, E. (2023). Sistem Pengukuran Performa Human Resource Menggunakan Human Resource Scorecard. Business Management Journal, 19(1), 1. https://doi.org/10.30813/bmj.v19i1.3651
۳. شاخصهای کیفیت در مدیریت منابع انسانی چیستند و چرا اهمیت دارند؟
شاخصهای کیفیت در منابع انسانی معیارهایی هستند که کیفیت کلی خدمات و فرآیندهای مدیریت منابع انسانی را میسنجند. این شاخصها شامل ایمنی کارکنان، کارایی فرآیندها، و سطح رضایت مشتریان (یا مراجعان) داخلی و خارجی سازماناند. اهمیت این شاخصها در آن است که عملکرد منابع انسانی را به نتایج ملموس در تجربه کارکنان و کیفیت خدمات پیوند میزنند. در محیطهایی مانند حوزه سلامت، این شاخصها حتی میتوانند بر کیفیت مراقبت بیماران تاثیر مستقیم داشته باشند.
منبع:
- Kurcgant, P., et al. (2009). Indicadores de qualidade e a avaliação do gerenciamento de recursos humanos em saúde. Revista Da Escola de Enfermagem Da USP, 43(spe2), 1168–۱۱۷۳. https://doi.org/10.1590/s0080-62342009000600004
۴. نقش همسوسازی شاخصهای منابع انسانی با استراتژی سازمان چیست؟
همسوسازی شاخصهای منابع انسانی با استراتژی سازمان باعث میشود تمامی اقدامات و تصمیمات HR در راستای تحقق اهداف کلان کسبوکار باشد. این همسویی افزایش انسجام، بهبود بازده کلی، و توانایی پیشبینی بهتر عملکرد آینده را به همراه دارد. همچنین باعث میشود سرمایهگذاریها در زمینه HR بهطور مستقیم در بهبود مزیت رقابتی سازمان نقشآفرینی کنند.
منبع:
- Gates, S., & Langevin, P. (2010). Human capital measures, strategy, and performance: HR managers’ perceptions. Accounting, Auditing & Accountability Journal, 23(1), 111–۱۳۲. https://doi.org/10.1108/09513571011010628
۵. سه رویکرد اصلی برای توسعه شاخصهای سرمایه انسانی چیست؟
بر اساس مدل Han, Lin & Chen (2008)، توسعه شاخصهای سرمایه انسانی باید از سه رویکرد صورت گیرد:
- توانمندیها و مهارتها: سنجش و توسعه تخصص و مهارت کارکنان
- انگیزش و وفاداری: ارزیابی میزان مشارکت، تعهد و ماندگاری کارکنان
- انعطافپذیری سازمانی: توانایی سازگاری و پاسخگویی به تغییرات محیطی و بازار
این سه بُعد با هم یک چارچوب جامع برای ارزیابی و بهبود ظرفیت منابع انسانی فراهم میکنند.
منبع:
- Han, T. S., Lin, C. Y. Y., & Chen, M. Y. C. (2008). Developing human capital indicators: a three-way approach. International Journal of Learning and Intellectual Capital, 5(3/4), 387. https://doi.org/10.1504/ijlic.2008.021018
۶. تفاوت شاخصهای توصیفی و پیشبینیکننده در منابع انسانی چیست؟
شاخصهای توصیفی (Descriptive Metrics) برای نمایش وضعیت فعلی و عملکرد گذشته به کار میروند، مانند آمار غیبت، نرخ ترک خدمت یا میانگین ساعات آموزش. در مقابل، شاخصهای پیشبینیکننده (Predictive Metrics) با تحلیل دادههای تاریخی و مدلسازی، امکان پیشبینی رویدادها و روندهای آینده را فراهم میکنند، مانند پیشبینی نیازهای آموزشی یا احتمال ترک کار کارکنان کلیدی. ترکیب این دو نوع شاخص به مدیران کمک میکند هم وضعیت فعلی را درک کنند و هم اقدامات پیشگیرانه و بهبوددهنده طراحی کنند.
منبع:
- Pillai, R., & Sivathanu, B. (2021). Measure what matters: descriptive and predictive metrics of HRM-pathway toward organizational performance. International Journal of Productivity and Performance Management, 71(7), 3009–۳۰۲۹. https://doi.org/10.1108/ijppm-10-2020-0509
۷. نقش مدل EFQM در ارزیابی عملکرد منابع انسانی چیست؟
مدل EFQM یک چارچوب جامع برای ارزیابی کیفیت و عملکرد سازمان است که بر اساس معیارهایی مانند رهبری، خطمشی و استراتژی، کارکنان، فرآیندها و نتایج عمل میکند. در حوزه منابع انسانی، EFQM کمک میکند ارزیابیها بر پایه استانداردهای بینالمللی انجام شوند و نقاط قوت و قابلبهبود شناسایی گردند.
منبع:
- Dover-Harris, S., & Burchel, J. M. (2017). Performance Evaluation: An Analysis of Performance Review Measures Using the European Foundation for Quality Management Model.
۸. چگونه میتوان اثربخشی سیاستها و رویههای منابع انسانی را سنجید؟
سنجش اثربخشی سیاستها و رویهها از طریق ترکیب شاخصهای کمی و کیفی امکانپذیر است. مقیاس HRMPPS که توسط Demo et al. (2012) توسعه یافته، نمونهای از ابزار علمی در این زمینه است که حوزههایی مانند توسعه کارکنان، ارزیابی عملکرد، جبران خدمات و شرایط کاری را میسنجد. با استفاده از این مقیاس، سازمانها میتوانند نقاط قوت و ضعف در سیاستهای HR خود را دقیقتر شناسایی کرده و برای بهبود آنها اقدام کنند.
منبع:
- Demo, G., et al. (2012). Human resources management policies and practices scale (HRMPPS): exploratory and confirmatory factor analysis. BAR – Brazilian Administration Review, 9(4), 395–۴۲۰.
منابع مقاله
Kurcgant, P., Tronchin, D. M. R., Melleiro, M. M., Castilho, V., Machado, V. B., Pinhel, I., Siqueira, V. T., & Silva, M. F. da. (2009).
Indicadores de qualidade e a avaliação do gerenciamento de recursos humanos em saúde.
Revista Da Escola de Enfermagem Da USP, 43(spe2), 1168–۱۱۷۳.
🔗 https://doi.org/10.1590/s0080-62342009000600004
Arista, S. A., Widyatna, R. W., & Muslim, E. (2023).
Sistem Pengukuran Performa Human Resource Menggunakan Human Resource Scorecard: Studi Kasus di X Consulting.
Business Management Journal, 19(1), 1.
🔗 https://doi.org/10.30813/bmj.v19i1.3651
Gates, S., & Langevin, P. (2010).
Human capital measures, strategy, and performance: HR managers’ perceptions.
Accounting, Auditing & Accountability Journal, 23(1), 111–۱۳۲.
🔗 https://doi.org/10.1108/09513571011010628
Han, T. S., Lin, C. Y. Y., & Chen, M. Y. C. (2008).
Developing human capital indicators: a three-way approach.
International Journal of Learning and Intellectual Capital, 5(3/4), 387.
🔗 https://doi.org/10.1504/ijlic.2008.021018
Demo, G., Neiva, E. R., Nunes, I., & Rozzett, K. (2012).
Human resources management policies and practices scale (HRMPPS): exploratory and confirmatory factor analysis.
BAR – Brazilian Administration Review, 9(4), 395–۴۲۰.
🔗 https://doi.org/10.1590/s1807-76922012005000006
Pillai, R., & Sivathanu, B. (2021).
Measure what matters: descriptive and predictive metrics of HRM-pathway toward organizational performance.
International Journal of Productivity and Performance Management, 71(7), 3009–۳۰۲۹.
🔗 https://doi.org/10.1108/ijppm-10-2020-0509



